ما را دنبال کنید :
سوال معمولی که کوهنوردان موفق پس از فتح قله ها با آن مواجه می گردند
سوال معمولی که کوهنوردان موفق پس از فتح قله ها با آن مواجه می گردند
الهه جباری
کوهنوردی
1
بازدید : 499
رای ها : (0)

سوال معمولی که کوهنوردان موفق پس از فتح قله ها با آن مواجه می گردند

مارک هارل (Mark Horrell) کوهپیما و کوهنورد انگلیسی می باشد. مارک به قله اورست و سه قله دیگر از هفت قله در هفت قاره صعود نموده است. هارل خودش را بیشتر یک کوهپیما می داند تا یک کوهنورد، کسی که خودش را از مسیرهای ساده بالا می کشد، اما یکی دو تا تکنیک هم در چنته دارد که در صورت ضرورت در زمان های مشکل از آن ها استفاده می نماید. مقاله ای که می خوانید برگرفته و ترجمه ای از وبلاگ شخصی مارک هارل است که او با خوانندگان به اشتراک گذاشته شده است.

در یکی از داستان های قدیمی مکتب ذن آمده است: روزی نزدیک غروب، راهبی جوان با عجله به سوی مقصد خود در حرکت بود تا به یک رودخانه بزرگ رسید. زمانی که وارد رودخانه گشت و جريان شدید آب را حس نمود و بر او مسلم گشت که شدت جریان آب تا حدی بالا می باشد که او را با خود می برد و او نمی تواند از رودخانه عبور نماید؛ با ناراحتی و عصبانیت جهت یافتن راهی برای رسیدن به سمت دیگر، کناره رودخانه را بالا و پایین می رفت.

کوهنوردی - کوهپیمایی- رودخانه

تقریباً از عبور از رودخانه نا امید گشته بود که مرشد پیری را آن سوی رودخانه دید. او با تکان دادن دست توجه پیرمرد را به خودش جلب نمود و با فریاد از او پرسید: «مرشد، لطفاً من را راهنمایی نمایید تا به سوی دیگر رودخانه برسم؟» پیرمرد برای چند لحظه به فکر فرو رفت، بعد سر خود را تکان داد و گفت: «دوست من، شما در سوی دیگر رودخانه می باشید».

تفسیرهای گوناگونی از این داستان وجود دارد، ولی هنگامی که من برای بار اول آن را شنیدم، به فکر این افتادم که ما در زندگی دائم در حال تلاش برای رسیدن به مکانی دیگر می باشیم و گاهی اوقات قدر مکانی که در حال حاضر در آن هستیم، را نمی دانیم. هنگامی که دریافتم از کوهنوری در ارتفاعات لذت می برم، بزرگترین آرزوی من صعود به قله اورست بود. من کوهنوردی را تنها با هدف لذت بردن و احساس بودن در کوهستان با کوهپیمایی در مسیرهای راحت آغاز نمودم. در مسیر دستیابی به آرزوی خود، قدم بعدی من پا گذاشتن در مسیرهای مشکل تر بود. می دانستم برای این که پیشرفت نمایم، چالش های بسیاری وجود دارند که من باید بر آن ها غلبه نمایم.

در نهایت در می ۲۰۱۲ من به آرزوی خودم دست یافتم. صحیح و سالم به پناهگاه اورست بازگشتم و به خانواده ام، همه دوستان و تمام اشخاصی که ماجراجویی های من را پیگیری می نمودند، اطلاع دادم که به قله اورست صعود نموده ام. پیام های تبریک بسیاری به من رسید و بیشتر این پیام ها شامل این سوال ساده می گشت؟

کوهنوردان - کوهنوردی - کوهپیمایی

«گام بعدی چیست؟»

پاسخ به این پرسش، در آن زمان غیرممکن بود. من خسته بودم و تا چند هفته قبل فقط یک هدف داشتم (صعود به اورست). من سرانجام به هدف خودم رسیدم و زنده به پناهگاه برگشتم. تازه داشتم موفقیت خود را هضم می نمودم و برای این که ارزش آن را کامل بفهمم به زمان طولانی نیاز داشتم. 

درماه های پس از صعودم بسیاری از من می خواستند که داستان صعود خود را برای آنان تعریف نمایم. خیلی دوست داشتند که بدانند بالا رفتن از اورست چه حسی و حالی دارد. زمانی که داستان صعود خودم را برای آنان تعریف می نمودم، تقریباً همه آنان می خواستند که بدانند پس از آن می خواهم چه کاری انجام دهم. بسیاری حتی نمی خواستند ماجرای صعود من را گوش دهند، اما آن ها هم همین سؤال را می پرسیدند: «اوه، شما به اورست صعود نموده اید، حالا گام بعدی چه می باشد؟» صعود اورست برای این افراد کافی نبود؟ پیش خودم می اندیشیدم:

چرا باید گام بعدی وجود داشته باشد؟!

کوهنوردی - کوهپیمایی- کوهنوردان

صحیح است که همواره یک بعدی وجود دارد. خوب است که آدم هدفی برای رسیدن داشته باشد، این به زندگی آدم معنا می بخشد، ولی آینده هرگز به اندازه حال اهمیت ندارد. به هر حال، ما در زمان حال زندگی می نماییم. هنگامی که به چند سال پیش می نگرم، به دلیل تجربه های باورنکردنی که دارم احساس خوشبختی می نمایم و فهمیدم که آینده نیز مثل گذشته زیاد مهم نمی باشد. اکثر شما در زندگی همراه با کوله باری از تجربه، دستاوردهایی داشته اید. تجربه ای که به طور بسیار عمیق تر و معنادارتر از کارهایی که شاید در آینده به آنان بپردازید.

البته من یک چیز برای انجام دادن پس از اورست یافته ام. من کم کم دارم روی «هفت قله» کار می نمایم. تاکنون به 4 تا از آن ها صعود نموده ام و ماه قبل به قله پنجم (Denali)، یک صعود نافرجام داشتم. همین طور، دارم روی یک کتاب کامل درباره سفرم به قله اورست کار می نمایم. ولی بیشتر قله هایی که صعود نمودم به هیچ وجه ارتباطی به هدف هایم نداشتند. آن قله ها را به دلیل لذت احساس بودن در کوه، صعود نمودم. 

تمام زندگی، بودن در لحظه است.

  • نظر شما چیست؟ آیا همیشه باید گام بعدی وجود داشته باشد؟
  • تا چه حد با نظر مارک هارل و تجربه ای که او داشته است موافق یا مخالف هستید؟
لطفاً نظرات و تجربیات خود را در مورد ماجرای مارک هارل کوهنورد و نظر او در مورد سؤال گام بعدی چیست؟  با ما و سایر علاقمندان در میان بگذارید؛ و از اینکه ما را تا پایان مقاله همراهی نمودید، متشکریم.
با امتیاز خود به این مقاله اعتبار دهید
دیدگاه های دریافتی (1)
  • Author Image
    فرهاد :

    بسیار عالی